نظر علي الطالقاني
471
كاشف الأسرار ( فارسى )
اللّهمّ ارزقنا . و از اينجا است معنى ( يد اللّه مع الجماعة ) 95 به چند قسم ، چه جماعت عناصر و چه قواى شخص واحد و چه جماعت بنى آدم ، ظاهر شود ، چه تا آخرت و استواء و عدالت و صداقت در ميان نباشد ايشان را جماعت و مجتمع نگويند ، فافهم . عنوان [ مراتب ارشاد و تربيت ] قال تعالى وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ 96 و فرمود فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً . 97 چون محتاج به ارشاد و امر به معروف كسى است كه سرى به عالم باطن و معاد و كمال انسان كه علم و عمل است نبرده ، پس در نظر او جز دنيا و شهوات و اسباب دنيا جلوه ندارد ، پس اگر چه در كمال موسى ( ع ) باشد در نزد فرعون جز شبانى و پشمى و عصائى به نظر نيايد ، پس بايد زبان او زبان يك رعيّت شبانى باشد كه به بارگاه فرعون آمده باشد يعنى همه عجز و عرض و لابه و التماس باشد تا به وى التفات كند همين كه ملتفت شد حجاب و مانع فهم كه عدم التفات او است برخيزد . پس تا حق ديدن بفهمد ، پس اگر اطاعت نكند حجت بر وى تمام شده . و اگر از اوّل او را به غضب آورى كه نفهمد ، حجّت بر وى تمام نكردهاى مثل اصحاب انطاكيه كه قصّه ايشان در سورهء يس مذكور است . 98 پس تربيت و تعليم و ارشاد از غضوب و خودپسند و غير عارف نيايد مگر آنكه متعلّم اكمل از او باشد در اخلاق و صبر نمايد ، كه از مسأله ما خارج است . لذا سنت خدا جارى شده كه اوّل به جاهل و كافر حجّت بايد تمام شود كه بفهمد ، بعد اگر اعتناء نكرد مقام جهاد و تعزير و حدود است . سرّش آنكه چون از اتمام حجت ، لذت اسلام و توبه و كمال باطنى و آخرت را نيافت ، باز دنيا را ترجيح داد . پس بايد عيش دنيا را بر وى به شمشير و حدود بست تا از ترس زوال عيش و دنيا برگردد و بعد كم كم به حكم ( المجاز قنطرة الحقيقة ) 99 به ارشاد مرشدى يا به تحليل قوى و جوانى و تكميل عقل هدايت يابد و اگر هم مفيد نيفتاد بايد كشتنش . سرّش آنكه اين كشتن ثمر از براى ديگران دارد و هم وى ، چه آنكه او را تخفيف عذاب است ، چه اگر مىماند گناه بيشتر مىكرد . و امّا اگر سر تسليم پيش كرد و اعتقاد اجمالى و تقليدى پيدا كرد حال ديگر زبان شمشير كند و بىفايده است وقت شمشير زبان و نمودن آيات آفاق و انفس است تا آنجا كه لياقت دارد . پس اوّل مقام بيان ، بعد مقام حدود و شمشير آتش فشان ، بعد مقام ايمان است . لهذا خداوند در سورهء